خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به زیبایی احساسات عمیق انسانی مانند غم، عشق، حسرت و مستی را به تصویر میکشد. شاعر از نمادهایی مانند شیشهٔ می، پیمانه، شمع و پروانه استفاده میکند تا حالات مختلف گریستن را در موقعیتهای متفاوت بیان کند. متن به موضوعاتی مانند عشق، ماتم، عقل و جنون، و رنجهای دنیوی میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین برخی اشارات به مستی و حسرتهای دنیوی نیازمند درک بالاتری از زندگی است.
غزل ۲۸۱ - بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید
بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید
سری خم کرده و در دامن پیمانه می گرید ۱
کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم
چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید ۲
دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا
که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید ۳
کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را
نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید ۴
مگر آمیزش پاکیزه دارد مهر محبوبان
که شمع اندر میان خنده و پروانه می گرید ۵
کسی کو شیشه ای خالی کند ، تا پر شود چشمش
اگر با ما کشد ساغر، به یک پیمانه می گرید ۶
جهان درمردن دل ، گریه و سوز است ، عرفی را
که گویی در عزای عاشق جانانه می گرید ۷
سری خم کرده و در دامن پیمانه می گرید ۱
کسی کش کام دل شدآشنای لذت ماتم
چنان گر نوحه سازی گرید، از افسانه می گرید ۲
دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا
که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید ۳
کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را
نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید ۴
مگر آمیزش پاکیزه دارد مهر محبوبان
که شمع اندر میان خنده و پروانه می گرید ۵
کسی کو شیشه ای خالی کند ، تا پر شود چشمش
اگر با ما کشد ساغر، به یک پیمانه می گرید ۶
جهان درمردن دل ، گریه و سوز است ، عرفی را
که گویی در عزای عاشق جانانه می گرید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰ - تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲ - به لحد چگونه زین غم، دلم آرمیده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.