خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به جستجوی معنا و حقیقت در بهشت و دوزخ میپردازد، اما به نتیجهای نمیرسد. او از عشق و رنج دل سخن میگوید و بیان میکند که تلاشهایش برای رسیدن به آرامش بیثمر بوده است. متن سرشار از احساسات عمیق و ناامیدی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و رنج دل ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
غزل ۲۸۰ - تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
تشته لب رفتم به جنت ، چشمهٔ کوثر نبود
شعله جو رفتم به دوزخ، مشت خاکستر نبود ۱
از بهشت افسانه ها می رفت،کانجا دوش دل
رفت و دید آن ها که واعظ می سرود، اکثر نبود ۲
هرگز از بهر پریدن، مرغ جان کوشش نکرد
بود پایش بسته آخر، بی نصیب از پر نبود ۳
عشق بت ورزیده ام، عیب است، می دانم، ولی
گرد دل بسیار گشتم، مطلب دیگر نبود ۴
سینه بر تیمار دل، پرشعله عرفی، تا به کی
هیچ گاه بیمار دل را بالش و بستر نبود ۵
شعله جو رفتم به دوزخ، مشت خاکستر نبود ۱
از بهشت افسانه ها می رفت،کانجا دوش دل
رفت و دید آن ها که واعظ می سرود، اکثر نبود ۲
هرگز از بهر پریدن، مرغ جان کوشش نکرد
بود پایش بسته آخر، بی نصیب از پر نبود ۳
عشق بت ورزیده ام، عیب است، می دانم، ولی
گرد دل بسیار گشتم، مطلب دیگر نبود ۴
سینه بر تیمار دل، پرشعله عرفی، تا به کی
هیچ گاه بیمار دل را بالش و بستر نبود ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - بنازم شیشهٔ می را ، که خوش مستانه می گرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.