خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، رنج و پذیرش سرنوشت سخن میگوید. شاعر از تلاشهای بیثمر، رنجهای عاشقانه و پذیرش تقدیر صحبت میکند. همچنین به مفاهیمی مانند بهشت و دوزخ، فنا و عدم اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند رنج و پذیرش سرنوشت برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
غزل ۲۶۶ - اهل همت لب از دعا بستند
اهل همت لب از دعا بستند
کمر خدمت رضا بستند ۱
گرد آیینه بود جاه جلال
باز آئین غم کجا بستند ۲
مژده ریزند بر سر و دستار
کز گل فتنه دسته ها بستند ۳
رفت هنگام بار سوختگان
داغ ها بر لب صبا بستند ۴
ما کلید بهشت بشکستیم
در دوزخ به روی ما بستند ۵
به عدم کی روان شوی عرفی
رو که دروازهٔ فنا بستند ۶
کمر خدمت رضا بستند ۱
گرد آیینه بود جاه جلال
باز آئین غم کجا بستند ۲
مژده ریزند بر سر و دستار
کز گل فتنه دسته ها بستند ۳
رفت هنگام بار سوختگان
داغ ها بر لب صبا بستند ۴
ما کلید بهشت بشکستیم
در دوزخ به روی ما بستند ۵
به عدم کی روان شوی عرفی
رو که دروازهٔ فنا بستند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۵ - اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷ - ز ننگ عافیت بازم دل شرمنده می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.