خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و عاشقانه به موضوعاتی مانند عشق، تقوا، خودشناسی و مرگ میپردازد. شاعر از تب عشق، نقد خودپرستی، امیدواری در سختیها، و نگرانی از ناشناختههای مرگ سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است و ممکن است برای سنین پایینتر قابل هضم نباشد.
غزل ۲۶۴ - کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد
کسی کو در تب عشق تو نبض خویشتن گیرد
ز عیب خود پرستی ، هر زمان، بر مرد وزن گیرد ۱
دم عیسی بخنداند گل امید صیادی
که در فصل بهاران دام او مرغ چمن گیرد ۲
مه کنعان به خواب است ، ای صبا، بر برهمن بگذر
که گرگی ناگهان دنبال بوی پیرهن گیرد ۳
از آن با عشق هرگز التفاتی نیست تقوا را
که عاشق نکته با زاهد به کیش برهمن گیرد ۴
زدم در گوشه ای تنها، که ریزم خون خود عرفی
مبادا وقت مردن ناشناسی دست من گیرد ۵
ز عیب خود پرستی ، هر زمان، بر مرد وزن گیرد ۱
دم عیسی بخنداند گل امید صیادی
که در فصل بهاران دام او مرغ چمن گیرد ۲
مه کنعان به خواب است ، ای صبا، بر برهمن بگذر
که گرگی ناگهان دنبال بوی پیرهن گیرد ۳
از آن با عشق هرگز التفاتی نیست تقوا را
که عاشق نکته با زاهد به کیش برهمن گیرد ۴
زدم در گوشه ای تنها، که ریزم خون خود عرفی
مبادا وقت مردن ناشناسی دست من گیرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۳ - جماعتی که به ناموس ونام می گفتند
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵ - اهل معنی دوش بر دوش عقولم دیده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.