خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از فتنههای زمانه، گناهکاری خود و امید به بخشش، شوق عشق و ترس از رقیب، و آرزوی توجه معشوق به خود مینویسد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه، فتنه و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۶ - کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
زمانه را گل آشوب در کنار کند ۱
گناه کارم و دردا که نیست آن عزت
که انفعال به عفوم امیدوار کند ۲
برای آن که دلیرش کند به خون ریزی
زمانه شوق تو را مایل شکار کند ۳
به ناله نرم بسازم دلت ، از آن ترسم
که نالهٔ دگری در دل تو کار کند ۴
خوش آن که پیش تو پرسند حال عرفی را
شکایتی به کنایت ز روزگار کند ۵
زمانه را گل آشوب در کنار کند ۱
گناه کارم و دردا که نیست آن عزت
که انفعال به عفوم امیدوار کند ۲
برای آن که دلیرش کند به خون ریزی
زمانه شوق تو را مایل شکار کند ۳
به ناله نرم بسازم دلت ، از آن ترسم
که نالهٔ دگری در دل تو کار کند ۴
خوش آن که پیش تو پرسند حال عرفی را
شکایتی به کنایت ز روزگار کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵ - زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۷ - آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.