خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از خستگی دل، غم، ظلم، و عشق نافرجام مینالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند قضا و قدر، زیبایی، و حتی مفاهیم مذهبی مانند کعبه و ناقوس دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و پیچیدگیهای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۱۹۲ - هنوز خسته دلم راه عدم می زد
هنوز خسته دلم راه عدم می زد
که با گلوی خراشیده بانگ غم می زد ۱
قضا هنوز نیفکنده بود طرح کنشت
که کوس بی ادبی بر در صنم می زد ۲
هنوز حسن نگاری ندیده بود صلاح
که ترک غمزه به دل ناوک ستم می زد ۳
هئوز سایه نشین آفتاب حسن ز زلف
گرفته دست بر آن زلف خم به خم می زد ۴
به جان دوست که فصّاد غمزه نیش نداشت
که آتش از رگ بیماریم علم می زد ۵
به کعبه آمده عرفی ز کفر دور نمود
به این نشانه که ناقوس در حرم می زد ۶
که با گلوی خراشیده بانگ غم می زد ۱
قضا هنوز نیفکنده بود طرح کنشت
که کوس بی ادبی بر در صنم می زد ۲
هنوز حسن نگاری ندیده بود صلاح
که ترک غمزه به دل ناوک ستم می زد ۳
هئوز سایه نشین آفتاب حسن ز زلف
گرفته دست بر آن زلف خم به خم می زد ۴
به جان دوست که فصّاد غمزه نیش نداشت
که آتش از رگ بیماریم علم می زد ۵
به کعبه آمده عرفی ز کفر دور نمود
به این نشانه که ناقوس در حرم می زد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - دلی چو مشعل حسن تو فرد می خیزد
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - سراپای وجودم در محبت ، حال دل دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.