خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر بیان میکند که در وادی معرفت، هیچ چیز ثابتی وجود ندارد و همه چیز بر پایهی نیستی استوار است. وقتی شاعر میخواهد از معرفت سخن بگوید، به او گفته میشود که معرفت را مانند دریا به دهان سگ دادن (یعنی هدر دادن) نکن، چرا که سگ مردار میخورد و ارزش دریا را درک نمیکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۵۴ - در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار ۱
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار ۲
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار ۱
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۳ - صد شکر که یادت همه از یادم برد
گوهر بعدی:رباعی ۵۵ - ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.