خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از فراق و بیاعتنایی معشوق متحمل شده است. او از زخمهای پی در پی و داغهای روحی سخن میگوید و مقایسههایی مانند بلبل و زاغ در پیشگاه معشوق را مطرح میکند. شاعر همچنین به بیپناهی عاشقان و ناچیز بودن دیگران در مقابل معشوق اشاره میکند و در نهایت، به نادر بودن عشقی مانند عشق خود تأکید دارد.
این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و روحی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۴۷ - مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
که زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ ۱
مرا چنانکه منم بینی و نگوئی هیچ
ازین تغافل جانسوز سخت داغم داغ ۲
اگر جگر جگر و دل دلم خورد، شاید
که پیش آن گل رعنا، یکیست بلبل و زاغ ۳
ملاف هیچ بر عاشقانش از خورشید
به آفتاب پرستان چه دم زنی ز چراغ ۴
نسیم وصل پریشان و بیدماغم کرد
نساخت گلخنیان را هوای گلشن داغ ۵
کسش نیافت نشان آنکه از تو یافت نشان
کسش نیافت سراغ آنکه از تو یافت سراغ ۶
دگر بسان رضی عاشقی نخواهی یافت
بگردی ار همه ویرانهٔ جهان به چراغ ۷
که زخم بر سر زخم است و داغ بر سر داغ ۱
مرا چنانکه منم بینی و نگوئی هیچ
ازین تغافل جانسوز سخت داغم داغ ۲
اگر جگر جگر و دل دلم خورد، شاید
که پیش آن گل رعنا، یکیست بلبل و زاغ ۳
ملاف هیچ بر عاشقانش از خورشید
به آفتاب پرستان چه دم زنی ز چراغ ۴
نسیم وصل پریشان و بیدماغم کرد
نساخت گلخنیان را هوای گلشن داغ ۵
کسش نیافت نشان آنکه از تو یافت نشان
کسش نیافت سراغ آنکه از تو یافت سراغ ۶
دگر بسان رضی عاشقی نخواهی یافت
بگردی ار همه ویرانهٔ جهان به چراغ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶ - چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - بهوش باش که در بارگاه رد و قبول
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.