خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این شعر عاشقانه و غنایی، احساسات شاعرانه‌ای را درباره عشق و زیبایی معشوق بیان می‌کند. شاعر از لعل شیرین و خندان معشوق، زلف پریشانش، و جذابیت‌های او سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند غیرت، فنا، و پشیمانی دارد.

این شعر دارای مفاهیم عاطفی و ادبی پیچیده‌ای است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند غیرت و پشیمانی ممکن است نیاز به درک عمیق‌تری از احساسات انسانی داشته باشند.

مشاهده کامل

غزل ۴۶ - چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش

چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش
دریغا خضر ما شرمنده گردد ز آب حیوانش ۱

نه از رنگ تو رنگی داشت نه از بوی تو بوئی
ز غیرت چاک زد هر سو ز صد جا، گل گریبانش ۲

چو آن بلبل که در بستان ز سنبل آشیان دارد
دل آشفته‌ام جمعی است در زلف پریشانش ۳

چو موسی گر زدود شعله‌ای در پیچ و تاب افتد
همیشه داردم در پیچ و تاب آن زلف پیچانش ۴

مشو چندین بلند از خاک قصر خود تماشا کن
که قیصر رفت بر باد فنا بر قصر و ایوانش ۵

رضی‌سان سرخ دارم از طپانچه روی خود ترسم
که رنگ لاغری از کشتنم سازد پشیمانش ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵ - ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.