خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از رضی الدین آرتیمانی بیانگر احساسات عاشقانه و عرفانی است. شاعر از ناسازگاری دنیا و ناهماهنگی میان عاشق و معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که تنها عاشقان واقعی میتوانند یکدیگر را درک کنند. همچنین، او به تفاوت میان زاهدان و اهل دل اشاره میکند و جهان را در خواب میبیند در حالی که خود بیدار است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۳۰ - بمن آن مه دگر امشب نسازد
بمن آن مه دگر امشب نسازد
گل نازک به تاب و تب نسازد ۱
بغیر از من چنین یا رب نسوزد
بغیر از تو چنین، یا رب نسازد ۲
از آن تار است این عالم بچشمم
که خورشید جهان با شب نسازد ۳
نسازد زاهد ار با ما عجب نیست
که خلق تنگ با مشرب نسازد ۴
نساز هیچکس با صاحب دل
که خود را هیچ جا صاحب نسازد ۵
تو بیداری و عالم جمله در خواب
رضی اکنون چرا مطلب نسازد ۶
گل نازک به تاب و تب نسازد ۱
بغیر از من چنین یا رب نسوزد
بغیر از تو چنین، یا رب نسازد ۲
از آن تار است این عالم بچشمم
که خورشید جهان با شب نسازد ۳
نسازد زاهد ار با ما عجب نیست
که خلق تنگ با مشرب نسازد ۴
نساز هیچکس با صاحب دل
که خود را هیچ جا صاحب نسازد ۵
تو بیداری و عالم جمله در خواب
رضی اکنون چرا مطلب نسازد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - سرم بالش تنم مفرش بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.