خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر است که از عشق و جمال معشوق سخن میگوید. شاعر از تأثیرات زیبایی و فتنهگری معشوق بر دل و جان خود مینویسد و اینکه این عشق و شوق، آرامش را از او گرفته است. همچنین، اشارهای به مرگ و جدایی دارد که با غم و اندوه همراه است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مرگ و غم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۸ - شورت در سر خمار نگذاشت
شورت در سر خمار نگذاشت
شوقت در دل قرار نگذاشت ۱
آسوده ی روزگار بودیم
آن فتنه ی روزگار نگذاشت ۲
آرایش روزگار امروز
حسن تو به نو بهار نگذاشت ۳
آن پیچش طره بر بنا گوش
در هیچ دلی قرار نگذاشت ۴
بنمودن صحبت از گریبان
در هیچ کس اختیار نگذاشت ۵
بنگر که صفٰای آن بنا گوش
دل در بر گوشوار نگذاشت ۶
حسن تو کسی ندید کو را
تا حشر به زیر بار نگذاشت ۷
شد گرم به خواب مرگ چشمم
آن نرگس پر خمار نگذاشت ۸
جان رفت، رضی ز غم کشد آه
باز این دل پر شرار نگذاشت ۹
شوقت در دل قرار نگذاشت ۱
آسوده ی روزگار بودیم
آن فتنه ی روزگار نگذاشت ۲
آرایش روزگار امروز
حسن تو به نو بهار نگذاشت ۳
آن پیچش طره بر بنا گوش
در هیچ دلی قرار نگذاشت ۴
بنمودن صحبت از گریبان
در هیچ کس اختیار نگذاشت ۵
بنگر که صفٰای آن بنا گوش
دل در بر گوشوار نگذاشت ۶
حسن تو کسی ندید کو را
تا حشر به زیر بار نگذاشت ۷
شد گرم به خواب مرگ چشمم
آن نرگس پر خمار نگذاشت ۸
جان رفت، رضی ز غم کشد آه
باز این دل پر شرار نگذاشت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷ - در خاطر آن شوخ مگر ناله اثر داشت
گوهر بعدی:غزل ۱۹ - تا از بر چشم آن جوان رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.