خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از عشقی ناکام و غمانگیز سخن میگوید که باعث رنج و بیماری شده است. همچنین، اشارهای به نومیدی و خرابههای عاطفی دارد که در آن، عاشق جان خود را از دست داده است.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم شعری و عرفانی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰ - کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
کسی که در رهش از پا و سر خبردار است
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است ۱
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است ۲
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
که در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است ۳
بر آستانه او عاشقانه جان درباخت
رضی که در غم عشقش هنوز بیمار است ۴
نه عاشق است که در بند کفش و دستار است ۱
غمی به گرد دلم جلوهگر شده که از آن
غباری ار بنشیند بر آسمان بار است ۲
بدیگران ببر ای باد بوی نومیدی
که در خرابهٔ ما زین متاع بسیار است ۳
بر آستانه او عاشقانه جان درباخت
رضی که در غم عشقش هنوز بیمار است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - بهشت است آن ندانم یا بهار است
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - چشم من چون به روی او باز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.