خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق، التماس دل، و نگاه پر از احساس خود سخن میگوید. او از تضادها و جنگهای درونی مانند شعله و خاشاک یاد میکند و به زیبایی و ناز نقشبند حسن اشاره دارد. این اشعار پر از احساسات عمیق و تصاویر شاعرانه است.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۵۰ - دوش بختم دامنی در چنگ داشت
دوش بختم دامنی در چنگ داشت
در گل روی نگاهم رنگ داشت ۱
بس که می شد التماس دل قبول
از تمنای شهادت ننگ داشت ۲
در خیالم شکر بود و شکوه بود
نغمه ام یارب کدام آهنگ داشت ۳
عشق کی با جان من دشمن نبود
شعله با خاشاک دایم جنگ داشت ۴
نقشبند حسن عرفی ناز بود
کز دل فرهاد نقش سنگ داشت ۵
در گل روی نگاهم رنگ داشت ۱
بس که می شد التماس دل قبول
از تمنای شهادت ننگ داشت ۲
در خیالم شکر بود و شکوه بود
نغمه ام یارب کدام آهنگ داشت ۳
عشق کی با جان من دشمن نبود
شعله با خاشاک دایم جنگ داشت ۴
نقشبند حسن عرفی ناز بود
کز دل فرهاد نقش سنگ داشت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - گر به دیرم طلبد مغبچه ی حور سرشت
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - کوی عشق است این که مرغ سدره، این جا، پر گذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.