خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، درد و رنج، و ناتوانی در برابر تقدیر میپردازد. شاعر از شکستن دل و ناتوانی در درمان آن سخن میگوید و به مقایسهای بین عیبجویی و عشق واقعی اشاره میکند. همچنین، به نقش طبیعت و تقدیر در زندگی انسان و تفاوت بین شاعران واقعی و دیگران پرداخته شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۴۴ - شکستن دل ما کار زور بازو نیست
شکستن دل ما کار زور بازو نیست
هلاک اهل وفا جر به نوشدارو نیست ۱
به عیب جویی مجنون بدم ولی گویم
خوشا دلی که تسلی به چشم آهو نیست ۲
چنین گلی نه از این لاله زار دهر برست
وگر نیست سخن در جهان که خودرو نیست ۳
علاچ زخم نه بازوی چاره خواست کند
سرم که همدم درد است بار زانو نیست ۴
ز فیض طبع کسی بهره ساز شد عرفی
وگر نه چون دگران شاعر است، جادو نیست ۵
هلاک اهل وفا جر به نوشدارو نیست ۱
به عیب جویی مجنون بدم ولی گویم
خوشا دلی که تسلی به چشم آهو نیست ۲
چنین گلی نه از این لاله زار دهر برست
وگر نیست سخن در جهان که خودرو نیست ۳
علاچ زخم نه بازوی چاره خواست کند
سرم که همدم درد است بار زانو نیست ۴
ز فیض طبع کسی بهره ساز شد عرفی
وگر نه چون دگران شاعر است، جادو نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳ - دلم به زخم توان داد، بی تپیدن نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵ - هیچ گه ناله ی من گوش زد آن مه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.