خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش قدرت و شکوه یک پادشاه یا رهبر میپردازد و از بخت بلند، پیروزیهای نظامی، و فضایل او سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، جایگاه والای این فرد را توصیف کرده و وفاداری خود را به او ابراز میدارد.
این شعر حاوی مفاهیم پیچیدهای مانند استعارههای ادبی و مضامین حماسی است که درک آنها به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از واژهها و ترکیبات برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۰ - بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
پیش آمدن از بخت، کشکش از طرف توست ۱
وصفی نبود کان شرف ذات تو گردد
جز بندگی شاه جهان کان شرف توست ۲
با ساز و نوا باش و ببین تا چه سرودم
ای آن که سنان پای زن نعره دف توست ۳
بشکسته عدو، نامه ی فتح تو نوشتم
دولت خبرم داد که فتح از طرف توست ۴
چون بشکنی صف اعدا که به عالم
هر جا که دعا هست ماثر صدف توست ۵
عالم چو بگیری و گرفتی وطن خویش
تو گوهر اقبال و عالم صدف توست ۶
در خواب شب آلوده به خون دید خدنگت
تعبیر جز این نیست که عالم هدف توست ۷
این قول نه کذب است، کجا دیده شناسد
آن بنده که پرورده ی آب و علف توست ۸
عرفی چه همی گفت که آن مقبل ناچیز
دانسته که راهش به دل پر شعف توست ۹
پیش آمدن از بخت، کشکش از طرف توست ۱
وصفی نبود کان شرف ذات تو گردد
جز بندگی شاه جهان کان شرف توست ۲
با ساز و نوا باش و ببین تا چه سرودم
ای آن که سنان پای زن نعره دف توست ۳
بشکسته عدو، نامه ی فتح تو نوشتم
دولت خبرم داد که فتح از طرف توست ۴
چون بشکنی صف اعدا که به عالم
هر جا که دعا هست ماثر صدف توست ۵
عالم چو بگیری و گرفتی وطن خویش
تو گوهر اقبال و عالم صدف توست ۶
در خواب شب آلوده به خون دید خدنگت
تعبیر جز این نیست که عالم هدف توست ۷
این قول نه کذب است، کجا دیده شناسد
آن بنده که پرورده ی آب و علف توست ۸
عرفی چه همی گفت که آن مقبل ناچیز
دانسته که راهش به دل پر شعف توست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - گلزار حسن تازه ز روی چو ماه اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - جز در پناه وصل و دل استوار دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.