خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از عرفی بیانگر درد و رنج عشق و محبت است. شاعر با استفاده از تصاویر خون، بیماری، و تشنگی، حالات روحی خود را در مسیر عشق توصیف میکند. او عشق را پر از زخم و رنج میداند و خود را دیوانهای میخواند که در بیابان عشق، سرابش خون است. این متن عمیقاً احساسی و پر از استعارههای غنی است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین سنگین مانند رنج و خون ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا ناخوشایند باشد.
غزل ۹۲ - من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
من بلبل آن گل که گلابش همه خون است
مرغابی آن بحر که آبش همه خون است ۱
خونم به گلو ریز که بیمار محبت
آشوب نشانست و به آبش همه خون است ۲
دیوانه ی عشقیم که این شاهد سرمست
عشقش همه زخم است و حجابش هم خون است ۳
کوثر لب خشک و جگر تشنه فرستد
در بادیه ی عشق که آبش همه خون است ۴
از صید به خون گشته مپرهیز که صیاد
آرایش فتراک و رکابش همه خون است ۵
آتش چه و سرچشمه کدامست؟ مپرسید
صحرای محبت که سرابش همه خون است ۶
عرفی غم دل باز نپرسی که دل ما
مستی است که در جام جوابش همه خون است ۷
مرغابی آن بحر که آبش همه خون است ۱
خونم به گلو ریز که بیمار محبت
آشوب نشانست و به آبش همه خون است ۲
دیوانه ی عشقیم که این شاهد سرمست
عشقش همه زخم است و حجابش هم خون است ۳
کوثر لب خشک و جگر تشنه فرستد
در بادیه ی عشق که آبش همه خون است ۴
از صید به خون گشته مپرهیز که صیاد
آرایش فتراک و رکابش همه خون است ۵
آتش چه و سرچشمه کدامست؟ مپرسید
صحرای محبت که سرابش همه خون است ۶
عرفی غم دل باز نپرسی که دل ما
مستی است که در جام جوابش همه خون است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۱ - اندوه هجر پیشه و شادی من است
گوهر بعدی:غزل ۹۳ - تنها نه دلم باده ی نابش همه خون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.