خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و رنج عشق سخن میگوید و بیان میکند که دوری از معشوق برایش مانند مرگ است. او ترجیح میدهد در زیر خاک باشد تا با حرمان زندگی کند. همچنین، از بیفایده بودن مرهم بر زخمهایش میگوید و تاکید میکند که حتی در دوزخ نیز مرگ برایش بهتر از این رنج است. شاعر از امید و نصیحت دیگران بینیاز است و خود را آگاه به صلاح خویش میداند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشارههایی به مرگ و رنج وجود دارد که نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۵۲ - دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر است
زندگی تلخ است با حرمان، هلاکم بهتر است ۱
من که مجروح خمارم مرهم راحت چه سود
جای مرهم بر جراحت برگ تاکم بهتر است ۲
گر بکشتی از فراقم، سوختی، منت منه
من که در دوزخ به زندان، هلاکم بهتر است ۳
ره به امیدم مده عرفی که بی باکم بسی
من صلاح خویش دانم، ترسناکم بهتر است ۴
زندگی تلخ است با حرمان، هلاکم بهتر است ۱
من که مجروح خمارم مرهم راحت چه سود
جای مرهم بر جراحت برگ تاکم بهتر است ۲
گر بکشتی از فراقم، سوختی، منت منه
من که در دوزخ به زندان، هلاکم بهتر است ۳
ره به امیدم مده عرفی که بی باکم بسی
من صلاح خویش دانم، ترسناکم بهتر است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - هرگز مگو که کعبه ز بتخانه خوشتر است
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - بیدادگری روی تو اندازه ی راز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.