خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دشواریهای راه حق و اهمیت پرهیز از انحراف سخن میگوید. او به مفاهیمی مانند عفو، گناه، و امید اشاره میکند و از دشواریهای تشخیص حقیقت و وسوسههای دنیوی مینالد. همچنین، شاعر به زیبایی معنوی و جستجوی حقیقت در وجود خود اشاره دارد و هشدار میدهد که به افراد فرومایه دل نبست.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات اخلاقی و اجتماعی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۱ - مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
که کج روی نکنم ور نه عزم راه خطاست ۱
عجب که باورم آید از راه اندیشی
که آفتاب قیامت ز سایه ی طوبی است ۲
به ملک صدق گنه را به عفو دشمنی است
جزاء جرم در این خطه جزو کاه رباست ۳
به میوه ای که رسد دست امیدوارم کن
که دست کوته و شاخ بلند دام بلاست ۴
ز بس که نور جمالش ز پرده می جوشد
نیافتم که نقابش حریر و باد صباست ۵
از آن من گردیدند طایران حرم
که هر آن نوا که شنیدم شناختم که کجاست ۶
جوی در وجود خود از مردمی نیابم هیچ
عرق ز ناصیه بیرون جهد که شرم کجاست ۷
به آدمی ی فرومایه دل مبند عرفی
که این متاع زبون بازمانده ی یغماست ۸
که کج روی نکنم ور نه عزم راه خطاست ۱
عجب که باورم آید از راه اندیشی
که آفتاب قیامت ز سایه ی طوبی است ۲
به ملک صدق گنه را به عفو دشمنی است
جزاء جرم در این خطه جزو کاه رباست ۳
به میوه ای که رسد دست امیدوارم کن
که دست کوته و شاخ بلند دام بلاست ۴
ز بس که نور جمالش ز پرده می جوشد
نیافتم که نقابش حریر و باد صباست ۵
از آن من گردیدند طایران حرم
که هر آن نوا که شنیدم شناختم که کجاست ۶
جوی در وجود خود از مردمی نیابم هیچ
عرق ز ناصیه بیرون جهد که شرم کجاست ۷
به آدمی ی فرومایه دل مبند عرفی
که این متاع زبون بازمانده ی یغماست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰ - غزلی گفته ام آن باعث گفتار کجاست
گوهر بعدی:غزل ۴۲ - صد فوج عشوه از نظر من گذشته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.