خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل به جستجوی معنا و حقیقت میپردازد و از ناپیداییِ برخی مفاهیم مانند گفتار درست، زیباییهای زندگی، و مراکز معنوی شکوه میکند. او به دنبال گشایندهی اسرار است و جهان را گلزاری میبیند که در پس پردهی پندار پنهان شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تحلیل، به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
غزل ۴۰ - غزلی گفته ام آن باعث گفتار کجاست
غزلی گفته ام آن باعث گفتار کجاست
نوگلی چیده ام آن گوشه ی دستار کجاست ۱
یک سبو می به در صومعه آرم که دگر
می فروشان بستانند که بازار کجاست ۲
خرمن آن ده دنیا به جوی گو بفروش
آن که داند که سر کوچه ی خمار کجاست ۳
گام اول به سرت بر نهم اندر طلبش
گر بدانم که گشاینده ی اسرار کجاست ۴
عرفی از پرده برون شو که جهان گلزار ست
این تماشا به سراپرده ی پندار کجاست ۵
نوگلی چیده ام آن گوشه ی دستار کجاست ۱
یک سبو می به در صومعه آرم که دگر
می فروشان بستانند که بازار کجاست ۲
خرمن آن ده دنیا به جوی گو بفروش
آن که داند که سر کوچه ی خمار کجاست ۳
گام اول به سرت بر نهم اندر طلبش
گر بدانم که گشاینده ی اسرار کجاست ۴
عرفی از پرده برون شو که جهان گلزار ست
این تماشا به سراپرده ی پندار کجاست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹ - عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست
گوهر بعدی:غزل ۴۱ - مراد و خضر عنان گیر باید از چپ و راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.