خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از ناامیدی و تنهایی خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و او را از غم و اندوه نجات دهد. او بیان میکند که تنها معشوق است که میتواند او را از این حالت بیرون آورد و به او شادی بخشد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر مانند 'شراب وصلت' و 'غمگساری' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
غزل ۱۶۲۷ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
نَظَری به کارِ من کُن که زِ دست رفت کارم
به کَسَم مَکُن حَواله که به جُز تو کَس ندارم ۱
چه کمی دَرآیَد آخِر به شَرابخانهٔ تو
اگر از شَرابِ وَصلَت بِبَری زِ سَر خُمارم ۲
چو نِیَم سِزایِ شادی زِ خودم مَدار بیغَم
که دَرین میان همیشه غَمِ توست غمگسارم ۳
به کَسَم مَکُن حَواله که به جُز تو کَس ندارم ۱
چه کمی دَرآیَد آخِر به شَرابخانهٔ تو
اگر از شَرابِ وَصلَت بِبَری زِ سَر خُمارم ۲
چو نِیَم سِزایِ شادی زِ خودم مَدار بیغَم
که دَرین میان همیشه غَمِ توست غمگسارم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۶ - فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم؟
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۸ - دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.