خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و جنون، تقدیر و قضا و قدر، و تسلیم در برابر اراده الهی سخن میگوید. او از عهد شکستهاش با معشوق و تسلیم شدن به سرنوشت میگوید و از رهایی از دام ملال و وبال خود سخن میراند. همچنین، به زیبایی و بیهمتایی معشوق اشاره میکند و از عشق و شیدایی خود نسبت به او میسراید.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۶۲۵ - دوهزار عهد کردم که سر جنون نخارم
دوهزار عَهد کردم که سَرِ جُنون نَخارَم
زِتو دَرشِکَست عَهدَم زِتو باد شُد قَرارَم ۱
زِ رَهِ زیادهجویی به طَریقِ خیرهرویی
بِرَوَم که کَدخُدایم غَلِه بِدْرَوَم بِکارَم ۲
همه حَلْ و عَقدِ عالَم چو به دستِ غَیب آمد
منِ بوالْفُضولِ مُعْجَب تو بگو که بر چه کارم؟ ۳
چو قَضا به سُخره خواهد که زِ سَبْلَتی بخندد
سگِ لَنْگ را بگوید که بِرَس بِدان شکارم ۴
چو بَروش رَحْم آید خَبَرش کُند که بِنْشین
بِهِل اختیارِ خود را تو به پیشِ اختیارم ۵
اگَرَت شکار باید زِ مَنَت شکار خوشتَر
همه صیدهایِ جان را به نِثار بر تو بارَم ۶
نه زِدامِ من مَلالی نه زِجامِ من وَبالی
نه نَظیرِ من جَمالی چه غریب و نُدره یارم؟ ۷
خَمُش اَرْدِگَر بگویم زِ مَقالَتِ خوشِ او
بِپَرَد کبوترِ دل سویِ اوَّلین مَطارم ۸
تبریز و شَمسِ دین شُد سَبَبِ فروغِ اَخْتَر
رُخِ شَمس ازو مُنَوَّر به فَرازِ سَبزْ طارَم ۹
زِتو دَرشِکَست عَهدَم زِتو باد شُد قَرارَم ۱
زِ رَهِ زیادهجویی به طَریقِ خیرهرویی
بِرَوَم که کَدخُدایم غَلِه بِدْرَوَم بِکارَم ۲
همه حَلْ و عَقدِ عالَم چو به دستِ غَیب آمد
منِ بوالْفُضولِ مُعْجَب تو بگو که بر چه کارم؟ ۳
چو قَضا به سُخره خواهد که زِ سَبْلَتی بخندد
سگِ لَنْگ را بگوید که بِرَس بِدان شکارم ۴
چو بَروش رَحْم آید خَبَرش کُند که بِنْشین
بِهِل اختیارِ خود را تو به پیشِ اختیارم ۵
اگَرَت شکار باید زِ مَنَت شکار خوشتَر
همه صیدهایِ جان را به نِثار بر تو بارَم ۶
نه زِدامِ من مَلالی نه زِجامِ من وَبالی
نه نَظیرِ من جَمالی چه غریب و نُدره یارم؟ ۷
خَمُش اَرْدِگَر بگویم زِ مَقالَتِ خوشِ او
بِپَرَد کبوترِ دل سویِ اوَّلین مَطارم ۸
تبریز و شَمسِ دین شُد سَبَبِ فروغِ اَخْتَر
رُخِ شَمس ازو مُنَوَّر به فَرازِ سَبزْ طارَم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۴ - خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۶ - فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.