خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، به بیان دردها و رنج‌های عشق، ناامیدی‌ها و امیدهای شاعر می‌پردازد. شاعر از زخم‌های عشق، سوختن در آتش هجران، و بی‌خبری از عشق سخن می‌گوید و در نهایت به مرگ به عنوان تنها ارث پدری اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۲۰۲ - چشمی‌ که بر آن جلوه نظر داشته باشد

چشمی‌ که بر آن جلوه نظر داشته باشد
یارب به چه جرات مژه برداشته باشد ۱

هر دل‌که ز زخم تو اثر داشته باشد
صد صبح‌گل فیض به بر داشته باشد ۲

عمری‌ست دکان نفس سوخته‌گرم است
ازآه من آیینه خبر داشته باشد ۳

با پرتو خورشید کرم سهل حسابی‌ست
گر شبنم ما دامن تر داشته باشد ۴

دل توشه‌کش وهم حباب‌ست درین بحر
امید که آهی به جگر داشته باشد ۵

جا بر سر دوش است‌کسی راکه درین بزم
با ما چو سبو دست به سر داشته باشد ۶

ازتیغ نگاهت دل آیینه دو نیم است
هرچند ز فولاد سپر داشته باشد ۷

ما را به ادبگاه حضورت چه پیام است
قاصد مگر از خویش خبر داشته باشد ۸

از وحشت ما بر دل کس نیست غباری
یک ذره تپیدن چقدر داشته باشد ۹

ای بیخبر از عشق مجو ساز سلامت
جز سوختن آتش چه هنر داشته باشد ۱۰

ناکام فسردیم چو خون در رگ یاقوت
رنگی ندمیدیم‌که پر داشته باشد ۱۱

بیدل خلف سلسلهٔ عبرت امکان
جز مرگ چه از ارث پدر داشته باشد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۱ - ما راکه نفس آینه پرداخته باشد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۳ - محو طلبت گردی اگر داشته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.