خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، به بیان احساسات عمیق و پیچیدهی عشق، راز و نیاز با معشوق و مفاهیم عرفانی مانند ادب، خاموشی و قیامت میپردازد. شاعر از ناتوانی زبان در بیان احساسات، اهمیت ادب در عشق و مستی ناشی از عشق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، نیازمند درک و تجربهی کافی از زندگی و احساسات است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود.
غزل ۱۱۹۱ - هرچند دل از وصل قدحنوش نباشد
هرچند دل از وصل قدحنوش نباشد
رحمی که زیاد تو فراموش نباشد ۱
حرفی که بود بیاثر ساز دعایت
یارب به زبان ناید و در گوش نباشد ۲
جاییکه بهگردش زند انداز نگاهت
چندان که نظرکار کند هوش نباشد ۳
آنجا که ادب قابل دیدارپرستیست
واکردن مژگان کم از آغوش نباشد ۴
در دیر محبت که ادب آینهدارست
خاموش به آن شعله که خاموش نباشد ۵
گویند به صحرای قیامت سحری هست
یارب که جز آن صبح بناگوش نباشد ۶
خلقیست خجالتکش مخموری و مستی
این خمکده را غیر عرق جوش نباشد ۷
سر تا قدم وضع حباب است خمیدن
حمال نفس جز به چنین دوش نباشد ۸
بیدل چه خیال است کمال تو نهفتن
آیینهٔ خورشید نمد پوش نباشد ۹
رحمی که زیاد تو فراموش نباشد ۱
حرفی که بود بیاثر ساز دعایت
یارب به زبان ناید و در گوش نباشد ۲
جاییکه بهگردش زند انداز نگاهت
چندان که نظرکار کند هوش نباشد ۳
آنجا که ادب قابل دیدارپرستیست
واکردن مژگان کم از آغوش نباشد ۴
در دیر محبت که ادب آینهدارست
خاموش به آن شعله که خاموش نباشد ۵
گویند به صحرای قیامت سحری هست
یارب که جز آن صبح بناگوش نباشد ۶
خلقیست خجالتکش مخموری و مستی
این خمکده را غیر عرق جوش نباشد ۷
سر تا قدم وضع حباب است خمیدن
حمال نفس جز به چنین دوش نباشد ۸
بیدل چه خیال است کمال تو نهفتن
آیینهٔ خورشید نمد پوش نباشد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۰ - راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۲ - وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.