خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، با زبانی عرفانی و فلسفی، به موضوعاتی همچون تقدیر، ناپایداری دنیا، عجز انسان در برابر قضا و قدر، و ندامت از غفلت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، از بی‌ثباتی جهان، شکست آرزوها، و حسرت‌های انسانی سخن می‌گوید.

محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۱۳۱ - روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زد

روزی ‌که قضا سر خط آفاق رقم زد
گفتم به ‌جبینم چه‌نوشتندقلم‌زد ۱

غافل مشوید از نفس نعل درآتش
سرتا قدم شمع درین بزم قدم زد ۲

چون مو به نظر سخت نگون‌سار دمیدیم
فواره این باغ به غربال علم زد ۳

ساز طرب محفل اقبال شکست است
جامی‌که شنیدی تو قلک بر سر جم زد ۴

زین خیره نگاهی ‌که شهان راست به درویش
پیداست که بر چشم یقین گرد حشم زد ۵

واعظ به تکلف ندهی زحمت مستان
از باده نخواهد لب ساغر به قسم زد ۶

صد شکر که چون صبح نکردیم فضولی
با ما نفسی بود که بر آینه کم زد ۷

خواب عجبی داشت جهان لیک چه حاصل
دل‌ کرد جنونی‌ که نفس تا به عدم زد ۸

فریاد که یک سجده به دل راه نبردیم
کوری همه را سر به در دیر و حرم زد ۹

اقبال عرق کرد ز سامان حبابم
تا کوس به شهرت زند از شرم به نم زد ۱۰

یارب دم پیری به چه راحت مژه بندم
بی‌ سایه شد آن ‌گوشهٔ دیوار که خم زد ۱۱

بیدل سپر افکند چو مژگان ز ندامت
دستی ‌که ز دامان تو می‌ خواست بهم زد ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۰ - زبان به‌کام خموشی‌ کشد بیانش و لرزد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳۲ - جام غرور کدام رنگ توان زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.