خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساس شکست و ناامیدی است. شاعر از ناتوانی و سردرگمی خود سخن میگوید و خود را مانند سایهای بیهویت و بیاثر توصیف میکند. او از زندگیای پر از ناکامی و نرسیدن به خواستهها میگوید و خود را در وضعیتی مبهم و بیثبات میبیند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۶۹ - ناآمده سیل تر شدستیم
ناآمده سیلْ تَر شُدَسْتیم
نارفته به دام پایْ بَستیم ۱
شطرنج ندیدهایم و ماتیم
یک جُرعه نخوردهایم و مَستیم ۲
هَمچون شِکَنِ دو زُلفِ خوبان
نادیده مَصاف ما شِکَستیم ۳
ما سایه آن بُتیم گویی
کَزْ اصلِ وجودْ بُت پَرَستیم ۴
سایه بِنَمایَد و نباشد
ما نیز چو سایه نیست هستیم ۵
نارفته به دام پایْ بَستیم ۱
شطرنج ندیدهایم و ماتیم
یک جُرعه نخوردهایم و مَستیم ۲
هَمچون شِکَنِ دو زُلفِ خوبان
نادیده مَصاف ما شِکَستیم ۳
ما سایه آن بُتیم گویی
کَزْ اصلِ وجودْ بُت پَرَستیم ۴
سایه بِنَمایَد و نباشد
ما نیز چو سایه نیست هستیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۶۸ - ای جان لطیف و ای جهانم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۰ - آن عشرت نو که برگرفتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.