خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و مستی و دیوانگی سخن میگوید و از یار خود که به نظر میرسد ملول و ناراحت است، یاد میکند. او از یار خود سوالاتی میپرسد و احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگانی مانند 'مستی' و 'دیوانگی' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
غزل ۱۵۵۶ - ای برده نماز من ز هنگام
ای بُرده نمازِ من زِ هنگام
هین وَقتِ نماز شُد بیارام ۱
ای خورده تو خونِ صد قَلَنْدَر
ای بر تو حَلالْ خون بیاشام ۲
عشقِ تو وان گَهی سَلامَت؟
ای دُشمنِ نَنگ و دُشمنِ نام ۳
مَستیِّ تو وان گَهی سَر و پا؟
دیوانه وان گَهی سَرانجام؟ ۴
یک حرف بِپُرسَمَت بگویی
دِلْسوخته دیدهیی چُنین خام؟ ۵
پیداست که یار من مَلول است
خاموش شُدم به کام و ناکام ۶
هین وَقتِ نماز شُد بیارام ۱
ای خورده تو خونِ صد قَلَنْدَر
ای بر تو حَلالْ خون بیاشام ۲
عشقِ تو وان گَهی سَلامَت؟
ای دُشمنِ نَنگ و دُشمنِ نام ۳
مَستیِّ تو وان گَهی سَر و پا؟
دیوانه وان گَهی سَرانجام؟ ۴
یک حرف بِپُرسَمَت بگویی
دِلْسوخته دیدهیی چُنین خام؟ ۵
پیداست که یار من مَلول است
خاموش شُدم به کام و ناکام ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۵۵ - جز جانب دل به دل نیاییم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۷ - یا رب توبه چرا شکستم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.