خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید. او از غم عشق، بی‌قراری و اشتیاق به دیدار معشوق می‌نالد و از زیبایی‌های معشوق مانند زلف‌های مشکین و چشم‌های شکارگر او یاد می‌کند. شاعر همچنین از دوری معشوق و نبود آرامش در زندگی خود شکایت می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم عشق و بی‌قراری نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۵۵۰ - گر از غم عشق عار داریم

گَر از غَمِ عشقْ عار داریم
پس ما به جهانْ چه کار داریم؟ ۱

یا رَب تو مَدِه قرارْ ما را
گَر‌‌ بی‌رُخِ تو قَرار داریم ۲

ای یوسُفِ یوسُفان کجایی؟
ما رویْ در آن دیار داریم ۳

هر صُبح بَران دو زُلفِ مُشکین
چون بادِ صَبا گُذار داریم ۴

چون حَلْقه زُلفِ خود شُماری
ما چَشمْ در آن شُمار داریم ۵

چَشمِ تو شکار کرد جان را
ما دیده در آن شکار داریم ۶

ای آبِ حَیات در کِنارَت
این آتش از آن کِنار داریم ۷

زان لاله ستان چه زار گشتیم
یا رَب که چه لاله زار داریم ۸

گوییم زِ رَشکِ شَمسِ تبریز
نی سیم و نه زَر نه یار داریم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۴۹ - زنهار مرا مگو که پیرم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۱ - از اصل چو حورزاد باشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.