خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از شب بیداری و همراهی با یار قدیمی خود سخن میگوید. او از غم و شادیهای گذشته یاد میکند و به مقایسههایی مانند کاسههای لبشکسته و جام زرین میپردازد. شاعر از بودن در مخزن اسرار و قعر دریا سخن میگوید و در نهایت به سکوت و بیان ناگفتهها اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۵۲۹ - شب دوشینه ما بیدار بودیم
شبِ دوشینه ما بیدار بودیم
همه خُفتند و ما بر کار بودیم ۱
حَریف غَمْزه غَمّاز گشتیم
نَدیمِ طُرّه طَرّار بودیم ۲
به گِردِ نُقطه خوبیّ و مَستی
به سَر گَردنده چون پَرگار بودیم ۳
تو چون دی زادهیی با تو چه گویم
که با یارِ قَدیمی یار بودیم؟ ۴
مِثالِ کاسههایِ لَب شِکَسته
به دُکّان ِشَهِ جَبّار بودیم ۵
چرا چون جامِ شَهْ زَرّین نباشیم؟
چو اَنْدَر مَخْزَن اسرار بودیم ۶
چرا خود کَفِّ ما دریا نباشد
چو اَنْدَر قَعْرِ دریابار بودیم ۷
خَمُش باش و دو عالَم را بِگُفت آر
کَزْ اوَّلْ گفتِ بیگفتار بودیم ۸
همه خُفتند و ما بر کار بودیم ۱
حَریف غَمْزه غَمّاز گشتیم
نَدیمِ طُرّه طَرّار بودیم ۲
به گِردِ نُقطه خوبیّ و مَستی
به سَر گَردنده چون پَرگار بودیم ۳
تو چون دی زادهیی با تو چه گویم
که با یارِ قَدیمی یار بودیم؟ ۴
مِثالِ کاسههایِ لَب شِکَسته
به دُکّان ِشَهِ جَبّار بودیم ۵
چرا چون جامِ شَهْ زَرّین نباشیم؟
چو اَنْدَر مَخْزَن اسرار بودیم ۶
چرا خود کَفِّ ما دریا نباشد
چو اَنْدَر قَعْرِ دریابار بودیم ۷
خَمُش باش و دو عالَم را بِگُفت آر
کَزْ اوَّلْ گفتِ بیگفتار بودیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۸ - به پیش باد تو ما همچو گردیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۰ - من و تو دوش شب بیدار بودیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.