خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر ناراحتی و رنج یک عندلیب (بلبل) در قفس است که با دیدن جفا و سختی، نفسش فرو میرود و دلش میشکند. این متن احساسات عمیق و درد ناشی از اسارت و رنج را توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاطفی و فلسفی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج و اسارت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۱ - حکیمی که با جُهّال دراُفتد توقعِ عزّت ندارد
حکیمی که با جُهّال دراُفتد توقعِ عزّت ندارد وگر جاهلی به زبانآوری بر حکیمی غالب آید عجب نیست که سنگیست که گوهر همیشکند.
نه عجب گر فرو رود نَفَسَش
عندلیبی غُراب هم قفسش ۱
گر هنرمند از اوباش جفایی بیند
تا دلِ خویش نیازارد و در هم نشود ۲
سنگِ بد گوهر اگر کاسه زرّین بشکست
قیمتِ سنگ نیفزاید و زر کم نشود ۳
نه عجب گر فرو رود نَفَسَش
عندلیبی غُراب هم قفسش ۱
گر هنرمند از اوباش جفایی بیند
تا دلِ خویش نیازارد و در هم نشود ۲
سنگِ بد گوهر اگر کاسه زرّین بشکست
قیمتِ سنگ نیفزاید و زر کم نشود ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰ - کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - خردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.