خلاصه و ردهبندی سنی
16+
بقالی در شهر واسط هر روز از صوفیان پول میخواست و با خشونت با آنها رفتار میکرد. صوفیان از رفتار او خسته شده بودند اما چارهای جز تحمل نداشتند. یکی از آنها گفت تحمل گرسنگی آسانتر از تحمل خشونت بقال است و تحمل بدرفتاری دربانها بهتر از گرفتن کمک از افراد بیاحسان است.
متن دارای مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان قدیمی و ساختار پیچیدهتر متن، آن را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسبتر میسازد.
حکایت ۸ - بقّالی را دِرَمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط
بقّالی را دِرَمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط.
هر روز مُطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی.
اصحاب از تَعَنُّتِ وی خستهخاطر همی بودند و از تحمّل چاره نبود.
صاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسانتر است که بقّال را به دِرَم.
ترکِ احسانِ خواجه اولیٰتر
کاحتمالِ جفایِ بَوّابان ۱
به تمنّای گوشت، مردن بِهْ
که تقاضایِ زشتِ قصّابان ۲
هر روز مُطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی.
اصحاب از تَعَنُّتِ وی خستهخاطر همی بودند و از تحمّل چاره نبود.
صاحبدلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسانتر است که بقّال را به دِرَم.
ترکِ احسانِ خواجه اولیٰتر
کاحتمالِ جفایِ بَوّابان ۱
به تمنّای گوشت، مردن بِهْ
که تقاضایِ زشتِ قصّابان ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۷ - یکی از حکما پسر را نهی همیکرد از بسیار خوردن
گوهر بعدی:حکایت ۹ - جوانمردی را در جنگِ تاتار جراحتی هول رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.