خلاصه و ردهبندی سنی
15+
پارسایی با زخم پلنگ در کنار دریا رنج میکشد، اما به جای شکایت، شکرگزار است که به مصیبت (نه معصیت) گرفتار شده است. او ترجیح میدهد در راه عشق به خدا رنج بکشد تا اینکه غم دنیوی داشته باشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث دینی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'یار عزیز' برای خدا) ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
حکایت ۱۳ - پارسایی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ دارو بِه نمیشد
پارسایی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ دارو بِه نمیشد.
مدّتها در آن رنجور بود و شکر خدای، عَزَّوَجَّلَ، عَلَیالدَّوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه میگویی؟ گفت: شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی.
گر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز
تا نگویی که در آن دم غمِ جانم باشد ۱
گویم: از بندهٔ مسکین چه گنه صادر شد
کاو دل آزرده شد از من؟ غمِ آنم باشد ۲
مدّتها در آن رنجور بود و شکر خدای، عَزَّوَجَّلَ، عَلَیالدَّوام گفتی. پرسیدندش که شکر چه میگویی؟ گفت: شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی.
گر مرا زار به کشتن دهد آن یارِ عزیز
تا نگویی که در آن دم غمِ جانم باشد ۱
گویم: از بندهٔ مسکین چه گنه صادر شد
کاو دل آزرده شد از من؟ غمِ آنم باشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۲ - شبی در بیابانِ مکّه از بیخوابی پایِ رفتنم نماند
گوهر بعدی:حکایت ۱۴ - درویشی را ضَرورتی پیش آمد، گلیمی از خانهٔ یاری بدزدید.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.