خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شخصی در بیابان مکه از خستگی و بی‌خوابی دیگر توان راه رفتن ندارد و از شتربان می‌خواهد که او را رها کند. شتربان به او هشدار می‌دهد که حرم نزدیک است و دزدان در کمین هستند. او می‌گوید که بهتر است در راه استراحت کنند، اما آماده‌ی جان‌فشانی نیز باشند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خطرات و شرایط سخت سفر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

حکایت ۱۲ - شبی در بیابانِ مکّه از بی‌خوابی پایِ رفتنم نماند

شبی در بیابانِ مکّه از بی‌خوابی پایِ رفتنم نماند؛ سر بنهادم و شتربان را گفتم: دست از من بدار.

پایِ مسکینْ پیاده چند رود؟
کز تحمّل ستوه شد بُختی ۱

تا شود جسمِ فربهی لاغر
لاغری مرده باشد از سختی ۲

گفت: ای برادر! حرم در پیش است و حرامیّ در پس؛ اگر رفتی بُردی، وگر خفتی، مُردی.

خوش است زیرِ مُغیلان به راه بادیه خُفت
شبِ رَحیل. ولی ترکِ جان بباید گفت ۳
تعداد ابیات: ۳ ۹۶۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۱۱ - در جامع بَعْلَبَکَّ وقتی کلمه‌ای همی‌گفتم به طریقِ وعظ با جماعتی افسرده
گوهر بعدی:حکایت ۱۳ - پارسایی را دیدم بر کنارِ دریا که زخمِ پلنگ داشت و به هیچ دارو بِه نمی‌شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.