متن روایتکننده دیدار با درویشی است که در آستان کعبه به درگاه خداوند تضرع میکند و از ضعف و ناتوانی خود در عبادت و طاعت سخن میگوید. او اعتراف میکند که نه مانند عابدان طاعت دارد و نه مانند تاجران کالایی برای عرضه، بلکه تنها با امید و درویشی به درگاه خدا آمده است. همچنین، توصیفی از سائلی در کعبه ارائه میشود که از خداوند میخواهد گناهانش را ببخشد، نه به خاطر طاعتش.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی عمیق است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی دارد. همچنین، زبان و سبک ادبی متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
حکایت ۲ - درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همیمالید
عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم
که ندارم به طاعت استظهار ۱
عاصیان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار ۲
عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آوردهام نه طاعت و به دَرْیوزه آمدهام نه به تجارت.
اِصْنَعْ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ.
بر درِ کعبه سائلی دیدم
که همیگفت و میگرستی خَوش ۳
مینگویم که طاعتم بپذیر
قلمِ عفو بر گناهم کش ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.