در این متن، وزیران نوشیروان دربارهی مسائل مملکتی بحث میکنند و هر کدام نظر متفاوتی دارند. نوشیروان نظر بزرجمهر را میپذیرد. وزیران در نهان از بزرجمهر میپرسند که چرا نظر پادشاه را ترجیح داد. بزرجمهر پاسخ میدهد که چون نتیجهی کارها نامعلوم است و تصمیم نهایی به مشیت الهی بستگی دارد، بهتر است از نظر پادشاه پیروی کرد تا در صورت اشتباه، از سرزنش در امان بود. او حتی میگوید اگر پادشاه روز را شب بگوید، باید تأیید کرد.
متن دارای مفاهیم پیچیدهی فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، بحثهای سیاسی و اجتماعی مطرح شده برای سنین پایین ممکن است نامفهوم یا کمجذاب باشد.
حکایت ۳۱ - وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی کردند
بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.
وزیران در نهانش گفتند: رایِ ملک را چه مزیّت دیدی بر فکرِ چندین حکیم؟
گفت: به موجب آن که انجامِ کارها معلوم نیست و رایِ همگان در مشیّت است که صواب آید یا خطا، پس موافقتِ رایِ ملک اولیٰتر است تا اگر خلافِ صواب آید، به علّت متابعت از مُعاتبَت ایمن باشم.
خلافِ رایِ سلطان رای جُستن
به خونِ خویش باشد دست شستن ۱
اگر خود روز را گوید شب است این
بباید گفتن: آنک ماه و پروین! ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.