خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد فراق، ناکامیهای عشق، و رنجهای روحی سخن میگوید. شاعر از ظلم و ستمی که در عشق متحمل شده مینالد و به مفاهیمی مانند فنا، شرم، ذلت، و عشق ناکام اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و رنجهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۳۰ - ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
حریف عذر هزار آرزو شدن ستم است ۱
دلیست در بغلت بو کن و تسلی باش
چو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است ۲
مرا به حیرت آیینه رحم میآید
طرف بهاینهمه زشت و نکو شدن ستم است ۳
فنا نگشته ز تنزیه شرم باید داشت
به رنگ بال نیفشانده بو شدن ستم است ۴
ز حرص ذلت حاجت به هیچ در مبرید
به شرم تشنهلب آبرو شدن ستم است ۵
ز بس گداختهام از نظر نهان شدهام
هنوزپیش میان تو مو شدن ستم است ۶
به سجده خاک شو و محو یک تیمم باش
عرقفروش دوام وضو شدن ستم است ۷
دل آب میشود از نام وصل خاموشم
ادب پیام حدیث مگو شدن ستم است ۸
به کارگاه عناصر دماغ میسوزم
چراع خیره سر چارسو شدن ستم است ۹
به هجر زندهام آیینه پیش من مگذار
جدا ز یار به خود روبهرو شدن ستم است ۱۰
ز خویش درنگذشتهست هیچکس بیدل
به وهم دور مرو برمن اوشدن ستم است ۱۱
حریف عذر هزار آرزو شدن ستم است ۱
دلیست در بغلت بو کن و تسلی باش
چو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است ۲
مرا به حیرت آیینه رحم میآید
طرف بهاینهمه زشت و نکو شدن ستم است ۳
فنا نگشته ز تنزیه شرم باید داشت
به رنگ بال نیفشانده بو شدن ستم است ۴
ز حرص ذلت حاجت به هیچ در مبرید
به شرم تشنهلب آبرو شدن ستم است ۵
ز بس گداختهام از نظر نهان شدهام
هنوزپیش میان تو مو شدن ستم است ۶
به سجده خاک شو و محو یک تیمم باش
عرقفروش دوام وضو شدن ستم است ۷
دل آب میشود از نام وصل خاموشم
ادب پیام حدیث مگو شدن ستم است ۸
به کارگاه عناصر دماغ میسوزم
چراع خیره سر چارسو شدن ستم است ۹
به هجر زندهام آیینه پیش من مگذار
جدا ز یار به خود روبهرو شدن ستم است ۱۰
ز خویش درنگذشتهست هیچکس بیدل
به وهم دور مرو برمن اوشدن ستم است ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۹ - چشمیکه ندارد نظری حلقهٔ دام است
گوهر بعدی:غزل ۵۳۱ - چون سایه بسکهکلفت غفلت سرشت ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.