خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مضامینی مانند گذرایی عمر، وحدت وجود، بی‌قراری دل، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند آب و گل، آیینه، موج، و غبار برای بیان حالات درونی و حقایق متافیزیکی استفاده می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

غزل ۵۱۴ - الفت تن باعث فکر پریشان دل است

الفت تن باعث فکر پریشان دل است
دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است ۱

عمرراکوتاهی سعی نفس آسودگی‌ست
پیچ و تاب جاده هرجا محوگردد منزل است ۲

هر قدم عرض نزاکت داشت سعی رفتگان
کزهجوم آبله این دشت سرتا پا دل است ۳

شسته می‌ گردد نمایان سر خط موج از محیط
نقش‌ما زین‌صفحه‌پیش از ثبت‌کردن زایل است ۴

وهم هستی بست برآیینه‌ام رنگ دویی
تاکسی خود را نمی‌بیند به‌وحدت واصل است ۵

بسکه الفتگاه عجزم دلنشین بیخودی‌ست
آب اگرکردم ازین خاکم روانی مشکل است ۶

در غبار دل تسلی‌گونه‌ای داریم و بس
موج راگرد شکست آیینه‌دار ساحل است ۷

تیغ عبرت در بغل دارد هوای باغ دهر
چون‌شفق‌گردی‌که‌بال‌افشانداینجا بسمل است ۸

نیست عالم جای عرض بیقراریهای دل
پرتوی زین شمع اگر بالد برون محفل است ۹

غیر را در عالم وحدت نگاهان بار نیست
کاروان وادی مجنون غبار محمل است ۱۰

از سر هستی به ذوق‌گریه نتوانم‌گذشت
تا نمی در چشم‌دارم خاک‌این‌صحرا گل است ۱۱

چیده‌ام از خویش بر غفلت بساط آگهی
این حباب آیینهٔ دل دارد اما بیدل است ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۳ - احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
گوهر بعدی:غزل ۵۱۵ - بسکه‌دشت از نقش‌پای‌لیلی ما پرگل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.