خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند عشق، فقر و غنا، اضطراب، وحدت وجود، و رسیدن به حقیقت میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند گل، موج، و آینه، به بیان تجربیات درونی و سفر روحانی خود میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۱۳ - احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
هرچه میروید ازین صحرا زبان سایل است ۱
اعتبارات غنا و فقر ما پیداست چیست
خاک از آشفتن غبارست و به جمعیتگل است ۲
وحشت بحر از شکست موج ظاهر میشود
رنگ روی عشقبازانگرد پرواز دل است ۳
بیگداز خویش باید دست شست از اعتبار
هرکه درخود میزند آتش چراغ محفل است ۴
صیدگاهکیست اینگلشنکه هر سو بنگری
آب و رنگگل پرافشانتر ز خون بسمل است ۵
هرچه میبینم سراغی از خیالش میدهد
پیش مجنون وادی امکان غبار محمل است ۶
سیل بنیاد تحیر حسرت دیدارکیست
جوهرآیینه چون اشکمچکیدن مایل است ۷
نیستی شاید به داد اضطراب ما رسد
شعله را بیسعی خاکسترتسلی مشکل است ۸
تا نگردید آفت آسایشم نیرنگ هوش
زین معما بیخبر بودمکه مجنون عاقل است ۹
ازتلاش عافیت بگذرکه در دریای عشق
هرکجا بیدستو پاییجلوهگر شدساحل است ۱۰
کوشش ما مانع سرمنزل مقصود ماست
در میان بسمل و راحت تپیدن حایل است ۱۱
باطن آسوده ازیک حرف بر هم میخورد
غنچه تا خواهد نفسبر لبرساند بیدل است ۱۲
هرچه میروید ازین صحرا زبان سایل است ۱
اعتبارات غنا و فقر ما پیداست چیست
خاک از آشفتن غبارست و به جمعیتگل است ۲
وحشت بحر از شکست موج ظاهر میشود
رنگ روی عشقبازانگرد پرواز دل است ۳
بیگداز خویش باید دست شست از اعتبار
هرکه درخود میزند آتش چراغ محفل است ۴
صیدگاهکیست اینگلشنکه هر سو بنگری
آب و رنگگل پرافشانتر ز خون بسمل است ۵
هرچه میبینم سراغی از خیالش میدهد
پیش مجنون وادی امکان غبار محمل است ۶
سیل بنیاد تحیر حسرت دیدارکیست
جوهرآیینه چون اشکمچکیدن مایل است ۷
نیستی شاید به داد اضطراب ما رسد
شعله را بیسعی خاکسترتسلی مشکل است ۸
تا نگردید آفت آسایشم نیرنگ هوش
زین معما بیخبر بودمکه مجنون عاقل است ۹
ازتلاش عافیت بگذرکه در دریای عشق
هرکجا بیدستو پاییجلوهگر شدساحل است ۱۰
کوشش ما مانع سرمنزل مقصود ماست
در میان بسمل و راحت تپیدن حایل است ۱۱
باطن آسوده ازیک حرف بر هم میخورد
غنچه تا خواهد نفسبر لبرساند بیدل است ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۲ - بسکه ساز این بساط آشفتگیهای دل است
گوهر بعدی:غزل ۵۱۴ - الفت تن باعث فکر پریشان دل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.