خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که از مفاهیمی مانند حیرت، آینه، جلوههای الهی و عشق سخن میگوید. شاعر از حیرت در برابر زیبایی و جلال الهی میگوید و اینکه آینهی وجود انسان تنها میتواند حواشی این حیرت را درک کند. او از عجز خود در برابر این جمال سخن میگوید و اینکه تنها راه قدردانی از آن، محو شدن در آن است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۲۰ - چوگوید آینهام شکر خوش معاشی حیرت
چوگوید آینهام شکر خوش معاشی حیرت
زجلوه باجگرفتم به بیتلاشی حیرت ۱
به مکتبیکه ادب وانگاشت سر خط نازت
نخواند جوهرآیینه جز حواشی حیرت ۲
هزار آینه طاووس میپرم به خیالت
بهشتکرد جهان را چمن تراشی حیرت ۳
شبی در آینه، سیر شکوه حسن توکردم
نمیرسم بهخود اکنون ز دور باشی حیرت ۴
به غیر محو شدن قدردان جلوه چه دارد
گلاب بزم توایم از نیاز پاشی حیرت ۵
به علم و فضل منازیدکاین صفاکده دارد
به قدر جوهر آیینه بدقماشی حیرت ۶
در آن مکانکه بهصیقل رسد حقیقت بیدل
ترحم است به حال جگرخراشی حیرت ۷
زجلوه باجگرفتم به بیتلاشی حیرت ۱
به مکتبیکه ادب وانگاشت سر خط نازت
نخواند جوهرآیینه جز حواشی حیرت ۲
هزار آینه طاووس میپرم به خیالت
بهشتکرد جهان را چمن تراشی حیرت ۳
شبی در آینه، سیر شکوه حسن توکردم
نمیرسم بهخود اکنون ز دور باشی حیرت ۴
به غیر محو شدن قدردان جلوه چه دارد
گلاب بزم توایم از نیاز پاشی حیرت ۵
به علم و فضل منازیدکاین صفاکده دارد
به قدر جوهر آیینه بدقماشی حیرت ۶
در آن مکانکه بهصیقل رسد حقیقت بیدل
ترحم است به حال جگرخراشی حیرت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۹ - زهی خمخانهٔ حیرت،کلام هوش تسخیرت
گوهر بعدی:غزل ۴۲۱ - آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.