خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوع حیا و عرق (به معنای شرم و همچنین عرق به عنوان نماد پاکی و شفافیت) میپردازد. شاعر از عرق به عنوان نشانهای از حیا و پاکی یاد میکند و به ارتباط آن با احساسات عمیق انسانی مانند عشق، شرم و پاکدامنی اشاره دارد. تصاویر شاعرانه مانند 'شبنم در آفتاب حیا' و 'گلاب حیا' به زیبایی این مفاهیم را تقویت میکنند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۲۷ - به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا
به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا
ز نقطهٔ عرقم دارد انتخاب حیا ۱
شبی به روی عرقناک او نظرکردم
گذشت عمر وشنا میکنم درآب حیا ۲
ز لعل او به خیالم سؤال بوسهگذشت
هزار لب به عرق دادم از جواب حیا ۳
دمیکه ناز به شوخی زند چه خواهدکرد
پری رخیکه عرق میکند زتاب حیا ۴
ز روی یارکسی پردة عرق نشکافت
گشاده چون شد ازین تکمهها نقاب حیا ۵
عرق ز پیکر من شست نقش پیدایی
هنوز پاک نمیگردم از حساب حیا ۶
دگر مخواه ز من ثاب هرزهجولانی
دویدهام عرقی چند در رکاب حیا ۷
ز خوب جستم و چشمی به خویش نگشودم
به روی منکه فشاند اینقدرگلاب حیا ۸
به چشم بسثن از انصاف، نگذری زنهار
به پل نمیگذرد هیچکس زآب حیا ۹
ز قطرگی بدر خجلتگهر زدهایم
جبین بینم ما ساخت با سراب حیا ۱۰
عرق زطینت ما هیچ کم نشد بیدل
نشستهایم چو شبنم در آفتاب حیا ۱۱
ز نقطهٔ عرقم دارد انتخاب حیا ۱
شبی به روی عرقناک او نظرکردم
گذشت عمر وشنا میکنم درآب حیا ۲
ز لعل او به خیالم سؤال بوسهگذشت
هزار لب به عرق دادم از جواب حیا ۳
دمیکه ناز به شوخی زند چه خواهدکرد
پری رخیکه عرق میکند زتاب حیا ۴
ز روی یارکسی پردة عرق نشکافت
گشاده چون شد ازین تکمهها نقاب حیا ۵
عرق ز پیکر من شست نقش پیدایی
هنوز پاک نمیگردم از حساب حیا ۶
دگر مخواه ز من ثاب هرزهجولانی
دویدهام عرقی چند در رکاب حیا ۷
ز خوب جستم و چشمی به خویش نگشودم
به روی منکه فشاند اینقدرگلاب حیا ۸
به چشم بسثن از انصاف، نگذری زنهار
به پل نمیگذرد هیچکس زآب حیا ۹
ز قطرگی بدر خجلتگهر زدهایم
جبین بینم ما ساخت با سراب حیا ۱۰
عرق زطینت ما هیچ کم نشد بیدل
نشستهایم چو شبنم در آفتاب حیا ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - به نمود هستی بیاثر چه نقاب شقکنم از حیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.