خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از بیدل، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، عرفان، و تجرد از دنیای مادی میپردازد. شاعر از یار میخواهد که پیش از رفتن، لحظهای بیاید و با او باشد. همچنین، بر اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به حقیقت تأکید دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۲۶ - ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
ایگداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
یار میرود ز نظر یک قدم دویده بیا ۱
فیض نشئههای رسا مفت تست در همهجا
جام ظرف هوش نهای چون می رسیده بیا ۲
نیست دربهار جهانفرصت شگفتگیات
هم ز مرغزار عدم چون سحر دمیده بیا ۳
جز تجرد ازکر و فر چیست انتخاب دگر
فرد میروی ز نظرگو همه قصیده بیا ۴
از سروش عالمجان ایننداست بالفشان
کای نوای محفل انس از همه رمیده بیا ۵
باغ عشق تا هوستنیست جزهمین قفست
یک دو روز از نفست مهلت است دیده بیا ۶
تا نرفتهام ز نظر شام من رسان به سحر
شمع انتظار توام صبح نادمیده بیا ۷
شمع بزمگاه ادب تا نچیند ازتو تعب
همعنان ضبط نفس لختی آرمیده بیا ۸
سقفکلبهٔ فقرا نیست سیرگاه هوا
سربه سنگ تا نخورده اندکی خمیده بیا ۹
بیادب نبردکسی ره به بارگاه وفا
با قدم به خاک شکن یا عنانکشیده بیا ۱۰
تیغ غیرت ز همهسو بر غرورکرده غلو
عافیت اگر طلبی با سر بریده بیا ۱۱
اززیان وسودنفسوحشت استحاصلوبس
جنس این دکان هوس دامن است چیده بیا ۱۲
بیدل از جهان سخن بر فنون و هم متن
رو از آن سوی تو و من حرف ناشنیده بیا ۱۳
یار میرود ز نظر یک قدم دویده بیا ۱
فیض نشئههای رسا مفت تست در همهجا
جام ظرف هوش نهای چون می رسیده بیا ۲
نیست دربهار جهانفرصت شگفتگیات
هم ز مرغزار عدم چون سحر دمیده بیا ۳
جز تجرد ازکر و فر چیست انتخاب دگر
فرد میروی ز نظرگو همه قصیده بیا ۴
از سروش عالمجان ایننداست بالفشان
کای نوای محفل انس از همه رمیده بیا ۵
باغ عشق تا هوستنیست جزهمین قفست
یک دو روز از نفست مهلت است دیده بیا ۶
تا نرفتهام ز نظر شام من رسان به سحر
شمع انتظار توام صبح نادمیده بیا ۷
شمع بزمگاه ادب تا نچیند ازتو تعب
همعنان ضبط نفس لختی آرمیده بیا ۸
سقفکلبهٔ فقرا نیست سیرگاه هوا
سربه سنگ تا نخورده اندکی خمیده بیا ۹
بیادب نبردکسی ره به بارگاه وفا
با قدم به خاک شکن یا عنانکشیده بیا ۱۰
تیغ غیرت ز همهسو بر غرورکرده غلو
عافیت اگر طلبی با سر بریده بیا ۱۱
اززیان وسودنفسوحشت استحاصلوبس
جنس این دکان هوس دامن است چیده بیا ۱۲
بیدل از جهان سخن بر فنون و هم متن
رو از آن سوی تو و من حرف ناشنیده بیا ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۵ - چه فسردگی بلدتوشدکه به محفل من وما بیا
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷ - به هر جبینکه بود سطری ازکتاب حیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.