خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند آینه، گلستان، شبنم و لاله‌ستان توصیف می‌کند. شاعر از عشق و اشتیاق به وصال معشوق سخن می‌گوید و حسرت دوری را بیان می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند حیرت، یقین و گمان، و نقش معشوق در جهان اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۱ - ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها

ای آینهٔ حسن تمنای تو جانها
اوراق‌گلستان ثنای تو زبانها ۱

بی‌زمزمهٔ حمد تو قانون سخن را
افسرده چو خون رگ تار است بیانها ۲

از حسرت گلزار تماشای تو آبست
چون شبنم‌گل آینه در آینه‌دانها ۳

بی‌تاب وصال است دل اما چه توان‌کرد
جسم است به راهت‌گره رشتهٔ جانها ۴

آنجاکه بود جلوه‌گه حسن‌کمالت
چون آینه محو است یقینها وگمانها ۵

از مرحمت عام تو درکوی اجابت
گم‌گشته اثرها به تک وپوی فغانها ۶

از قوت تأیید توتحریک نسیمی
بر بحرکشد از شکن موج‌کمانها ۷

در چارسوی دهرگذرکرد خیالت
لبریز شد از حیرت آیینه دکانها ۸

در پردة دل غیر خیالت نتوان یافت
جولانکدة پرتو ماهند کتانها ۹

در دیدة بیدل نبود یک دل پر خون
بی‌داغ هوای تو درتن لاله‌ستانها ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۰ - در باغ دل نهان بود از رفتگان نشانها
گوهر بعدی:غزل ۳۰۲ - ا‌ی داغ‌کمال تو عیان‌ها و نهانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.