خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق الهی سخن میگوید. او از حیرت و سرگشتگی خود در راه عشق میگوید و از معشوق میخواهد که راه را به او نشان دهد. شاعر خود را عاشق و مشتاق میداند و از معشوق طلب رحمت و بخشش دارد. در نهایت، او خود را شاگرد و مرید شمسالدین تبریزی معرفی میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شعری است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۱۴۶۵ - ای کرده تو مهمانم، در پیش درآ جانم
ای کرده تو مهمانم، در پیش دَرآ جانم
زان روی که حیرانَم، من خانه نمیدانم ۱
ای گشته زِ تو والِهْ، هم شهر و هم اَهلِ دِهْ
کو خانه؟ نِشانَم دِهْ، من خانه نمیدانم ۲
زان کَس که شُدی جانش، زان کَس مَطَلَب دانش
پیش آ و مَرَنْجانَش، من خانه نمیدانم ۳
وان کَزْ تو بَوَد شورَش، میدار تو مَعْذورَش
وَزْ خانه مَکُن دورَش، من خانه نمیدانم ۴
منْ عاشق و مُشتاقم، منْ شُهرهٔ آفاقَم
رَحْم آر و مَکُن طاقَم، من خانه نمیدانم ۵
ای مُطربِ صاحِبْ صَف میزَن تو به زَخْمِ کَف
بر راهِ دِلَم این دَف، من خانه نمیدانم ۶
شَمسُ الْحَقِ تبریزم جُز با تو نَیامیزم
می اُفتم و میخیزم، من خانه نمیدانم ۷
زان روی که حیرانَم، من خانه نمیدانم ۱
ای گشته زِ تو والِهْ، هم شهر و هم اَهلِ دِهْ
کو خانه؟ نِشانَم دِهْ، من خانه نمیدانم ۲
زان کَس که شُدی جانش، زان کَس مَطَلَب دانش
پیش آ و مَرَنْجانَش، من خانه نمیدانم ۳
وان کَزْ تو بَوَد شورَش، میدار تو مَعْذورَش
وَزْ خانه مَکُن دورَش، من خانه نمیدانم ۴
منْ عاشق و مُشتاقم، منْ شُهرهٔ آفاقَم
رَحْم آر و مَکُن طاقَم، من خانه نمیدانم ۵
ای مُطربِ صاحِبْ صَف میزَن تو به زَخْمِ کَف
بر راهِ دِلَم این دَف، من خانه نمیدانم ۶
شَمسُ الْحَقِ تبریزم جُز با تو نَیامیزم
می اُفتم و میخیزم، من خانه نمیدانم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶۴ - سر برمزن از هستی، تا راه نگردد گم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶۶ - در عشق سلیمانی، من همدم مرغانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.