خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از بیدل دهلوی، غم و اندوه عمیق شاعر را بیان می‌کند. او از رنج‌های زندگی، ناامیدی، و تلاش‌های بی‌ثمر سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند صبر، عشق، و جنون نیز یاد می‌کند. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، سنگ، و شیشه، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۷ - می‌خورد خون نفس اندر دل غم پیشهٔ ما

می‌خورد خون نفس اندر دل غم پیشهٔ ما
جوهرتیغ بود خارو خس بیشهٔ ما ۱

بس که چون شمع به غم نشوونما یافته‌ایم
شعله را موج طراوت شمرد ریشهٔ ما ۲

سختی دهر ز صبر دل ما زنهاری‌ست
آب شد طاقت سنگ ازجگر شیشهٔ ما ۳

قد خم‌گشه همان ناخن فرهاد غم است
سعی بیجاست به جز جان‌کنی ازتیشهٔ ما ۴

شغل رسوایی و مستوری احوال بلاست
کاش آرایش بازار دهد پیشهٔ ما ۵

شور زنجیر جنون از نفس ما پیداست
نکهت زلف‌که پیچیده بر اندیشهٔ ما ۶

چشم امید نداریم زکشت دگران
دل ما دانهٔ ما، نالهٔ ما، ریشهٔ ما ۷

خامشیها سبق مکتب بیتابی نیست
یک قلم ناله بود مشق نی پیشهٔ ما ۸

نشئهٔ مشرب بیرنگی ازآن صافترست
که شود موج پری درّد ته شیشهٔ ما ۹

بیدل از فطرت ما قصر معانی‌ست بلند
پایه دارد سخن ازکرسی اندیشهٔ ما ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - نخل شمعیم‌که در شعله دود ریشهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - داغ‌گل‌کرد بهار از اثر لالهٔ ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.