خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی به مفاهیم عمیقی مانند عشق، هستی، عدم، حیرت، و رنجهای انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند حباب، آیینه، و جرَس، به بیان حالات درونی و فلسفی خود میپردازد. او از شوق، نومیدی، و حیرت در برابر هستی سخن میگوید و به رابطهٔ انسان با عشق و جهان بیرون اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۲۵ - صورت وهم به هستی متهم داریم ما
صورت وهم به هستی متهم داریم ما
چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما ۱
محملماچونجرس دوشتپشهایدلاست
شوق پندارد درین وادی قدم داریم ما ۲
آنقدر فرصتکمین قطع الفتها نهایم
عمر صبحیم از نفس تیغ دو دم داریم ما ۳
میتوان از پیکرما یکجهان محرابریخت
همچوابرو هرسر مو وقف خم داریم ما ۴
دل متاعی نیستکز دستش توان انداختن
گرهمه خون نقش بندد مغتنم داریم ما ۵
شوخ چشمی رنج استسقاء ارباب حیاست
هرقدر نظاره میبالد ورم داریم ما ۶
گر بهخود سازدکسی سیر وسفر درکارنیست
اینکه هرسو میرویماز خویش رم داریمما ۷
رنگها دارد بهار عالم بیرنگ عشق
حسن اگر خواهد دویی آیینه هم داریم ما ۸
حیرتما حسنرا افسون مشق جلوههاست
همچوآیینه بیاضی خوش قلم داریم ما ۹
گر نباشد اشک، خجلت هم تلافی میکند
بهر عذر چشم تریک جبهه نم داریم ما ۱۰
دیدهٔحیران سراغ هرچهخواهی میدهد
خلقی از خود رفته و نقش قدم داریم ما ۱۱
چند باید بود زحمتپرور ناز امید
بیدل از سامان نومیدی چهکم داریم ما ۱۲
چون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما ۱
محملماچونجرس دوشتپشهایدلاست
شوق پندارد درین وادی قدم داریم ما ۲
آنقدر فرصتکمین قطع الفتها نهایم
عمر صبحیم از نفس تیغ دو دم داریم ما ۳
میتوان از پیکرما یکجهان محرابریخت
همچوابرو هرسر مو وقف خم داریم ما ۴
دل متاعی نیستکز دستش توان انداختن
گرهمه خون نقش بندد مغتنم داریم ما ۵
شوخ چشمی رنج استسقاء ارباب حیاست
هرقدر نظاره میبالد ورم داریم ما ۶
گر بهخود سازدکسی سیر وسفر درکارنیست
اینکه هرسو میرویماز خویش رم داریمما ۷
رنگها دارد بهار عالم بیرنگ عشق
حسن اگر خواهد دویی آیینه هم داریم ما ۸
حیرتما حسنرا افسون مشق جلوههاست
همچوآیینه بیاضی خوش قلم داریم ما ۹
گر نباشد اشک، خجلت هم تلافی میکند
بهر عذر چشم تریک جبهه نم داریم ما ۱۰
دیدهٔحیران سراغ هرچهخواهی میدهد
خلقی از خود رفته و نقش قدم داریم ما ۱۱
چند باید بود زحمتپرور ناز امید
بیدل از سامان نومیدی چهکم داریم ما ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۴ - نام خود را تا به رسوایی علم داریم ما
گوهر بعدی:غزل ۲۲۶ - باکمال اتحاد ازوصل مهجوریم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.