خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیاعتنایی به ملامت دیگران، قناعت و همت بلند خود سخن میگوید. او به دنبال نشانهای از معشوق است و در این راه، خود را به عالم عدم میسپارد. شاعر همچنین اشاره میکند که در هر حال و مکان، یک معبود (صنم) در دل دارد و گاه مانند شیخ و گاه مانند راهب بتخانه رفتار میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به دانش پیشینهای از ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۲۴ - نام خود را تا به رسوایی علم داریم ما
نام خود را تا به رسوایی علم داریم ما
از ملامتکی به دل یک ذره غم داریم ما ۱
از قناعت بود ما را دستگاه همتی
چون هما در ظل بال خودکرم داریم ما ۲
بر امید آنکه یابیم از دهان او نشان
روی خود را جانب ملک عدم داریم ما ۳
در حرم،گه شیخ وگاهی راهب بتخانهایم
هرکجا باشیم بیدل یک صنم داریم ما ۴
از ملامتکی به دل یک ذره غم داریم ما ۱
از قناعت بود ما را دستگاه همتی
چون هما در ظل بال خودکرم داریم ما ۲
بر امید آنکه یابیم از دهان او نشان
روی خود را جانب ملک عدم داریم ما ۳
در حرم،گه شیخ وگاهی راهب بتخانهایم
هرکجا باشیم بیدل یک صنم داریم ما ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۳ - حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵ - صورت وهم به هستی متهم داریم ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.