خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند غفلت از جان، دوری از تعلقات دنیوی، اهمیت مروت و وفا، و رسوایی ناشی از کامرانی‌های زودگذر می‌پردازد. شاعر از بی‌ثباتی دنیا و غرور انسان انتقاد می‌کند و بر تسلیم و توکل به خدا تأکید دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۳ - شدی پیر وهمان دربند غفلت می‌کنی جان را

شدی پیر وهمان دربند غفلت می‌کنی جان را
به‌پشت خم‌کشی تاکی چوگردون بار امکان را ۱

رباضت غره دارد زاهدان را لیک ازبن غافل
گه از خودگرتهی‌گشتند برگردند همیان را ۲

بود سازتجرد لازم قبطع تعلفها-
برش رد به عرض بی‌نیامی تیغ عریان را ۳

مروت‌گر دلیل همت اهل‌کرم باشد
چرا بر خاک ریزد آبروی ابر نیسان را ۴

جهان از شور دلها خانهٔ زنجیر خواهد شد
میفشان بی‌تکلف دامن زلف پریشان را ۵

به ذوق کامرانیهای عیش‌آباد رسوایی
ز شادی لب نمی‌آید به هم چاک‌گریبان را ۶

دل از سطر نفس یک‌سرپیام شبهه می‌خواند
دبیر ناز بر مکتوب ما ننوشت عنوان را ۷

مروت‌کیشی الفت‌، وفا مشتاق بوداما
غرور حسن رنگ ما تصورکرد پیمان را ۸

به مضراب سبب آهنگ اسرارم نمی‌بالد
پریدنفای چشمم بال نگرفته‌ست مژگان را ۹

به جزتسلیم‌، ساز جرأت دیگر نمی‌بینم
خمیدن می‌کشد بیدل کمان ناتوانان را ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - حیف است‌کشد سعی دگر باده‌کشان را
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.