خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، حسرت، ناپایداری دنیا، و جستجوی معنویت میپردازد. شاعر از ناپایداری زندگی، بیاعتنایی دنیا به رنج انسان، و اهمیت درک حقایق وجودی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۲ - حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
یاران به خط جام ببندید میان را ۱
ما صافدلان سرشکن طبع درشتیم
بر سنگ ترحم نبود شیشهگران را ۲
حسرت همه دم صید خم قامت پیریست
گل در بر خمیازه بود شاخکمان را ۳
غفلت ز سرم باز نگردید چوگوهر
با دیده گره ساختهام خواب گران را ۴
عالم همه یار است تو محجوب خیالی
بند از مژه بردار یقین سازگمان را ۵
آسوده روان جاده تشویش ندارند
منزل طلبی ترک مکن ضبط عنان را ۶
ما و سحر از یک جگر چاک دمیدیم
آهی نکشیدیمکه نگرفت جهان را ۷
دیدار پرستیم مپرس از رم و آرام
پرواز نگاه است تحیر قفسان را ۸
دل جمعکن ازکشمکش دهر برون آ
کاین بحر در آغوش گهر ریخت کران را ۹
گردون همه پرواز و زمین جمله غبار است
منزل بنمایید اقامتطلبان را ۱۰
سرمایه چو صبح از دو نفس بیش ندارید
بیهوده براین جنس مچینید دکان را ۱۱
بیدل ز نفسها روش عمر عیان است
نقش قدم از موج بود آب روان را ۱۲
یاران به خط جام ببندید میان را ۱
ما صافدلان سرشکن طبع درشتیم
بر سنگ ترحم نبود شیشهگران را ۲
حسرت همه دم صید خم قامت پیریست
گل در بر خمیازه بود شاخکمان را ۳
غفلت ز سرم باز نگردید چوگوهر
با دیده گره ساختهام خواب گران را ۴
عالم همه یار است تو محجوب خیالی
بند از مژه بردار یقین سازگمان را ۵
آسوده روان جاده تشویش ندارند
منزل طلبی ترک مکن ضبط عنان را ۶
ما و سحر از یک جگر چاک دمیدیم
آهی نکشیدیمکه نگرفت جهان را ۷
دیدار پرستیم مپرس از رم و آرام
پرواز نگاه است تحیر قفسان را ۸
دل جمعکن ازکشمکش دهر برون آ
کاین بحر در آغوش گهر ریخت کران را ۹
گردون همه پرواز و زمین جمله غبار است
منزل بنمایید اقامتطلبان را ۱۰
سرمایه چو صبح از دو نفس بیش ندارید
بیهوده براین جنس مچینید دکان را ۱۱
بیدل ز نفسها روش عمر عیان است
نقش قدم از موج بود آب روان را ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - به عجزیکه داری قویکن میان را
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - شدی پیر وهمان دربند غفلت میکنی جان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.