خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر این است که اگر سود و سرمایه وجود داشته باشد، غمگینی معنا ندارد. شاعر خود را قادر به برآوردن آرزوها میداند و معتقد است که حتی اگر جهان فانی شود، همچنان ارزشهایی مانند شبنم از دریای وجود باقی میماند. او خود را صیادی بیشست میداند که قادر به صید ماهیهای جهان است، حتی اگر گم شوند.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۲۰ - اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم
اگر شُد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم
بَرآوَر سَر زِجودِ من، که لاتَاْسَوْا نِمودَسْتم ۱
اگر فانی شود عالَم، زِ دریایی بُوَد شبنم
گَر افتادهست او از خود، نیفتادهست از دستم ۲
جهانْ ماهی، عَدَم دریا، درونِ ماهی این غوغا
کُنم صیدش اگر گُم شُد که من صیّادِ بیشَستم ۳
بَرآوَر سَر زِجودِ من، که لاتَاْسَوْا نِمودَسْتم ۱
اگر فانی شود عالَم، زِ دریایی بُوَد شبنم
گَر افتادهست او از خود، نیفتادهست از دستم ۲
جهانْ ماهی، عَدَم دریا، درونِ ماهی این غوغا
کُنم صیدش اگر گُم شُد که من صیّادِ بیشَستم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۱۹ - بگفتم حال دل گویم ازان نوعی که دانستم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲۱ - بیا بشنو که من پیش و پس اسپت چرا گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.