خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی از مولانا جلال‌الدین بلخی است که در آن شاعر از سفر روحانی و عرفانی خود سخن می‌گوید. او از تلاش برای رسیدن به معشوق حقیقی (خداوند) و تحولات درونی خود برای رسیدن به این هدف صحبت می‌کند. شاعر از تبدیل شدن به خاک، آب و آتش برای رسیدن به کمال و وحدت با معشوق سخن می‌گوید و در نهایت آرزوی رسیدن به رحمت الهی را دارد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تحولات روحانی و وحدت با خداوند ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۰۰ - تیز دوم، تیز دوم، تا به سواران برسم

تیزْ دَوَم، تیز دَوَم، تا به سواران بِرَسَم
نیست شَوَم، نیست شَوَم، تا بَرِ جانان بِرَسَم ۱

خوش شُده ام، خوش شُده ام، پارهٔ آتش شُده‌ام
خانه بِسوزم، بِرَوَم، تا به بیابان بِرَسَم ۲

خاک شَوَم، خاک شَوَم، تا زِ تو سَرسَبز شَوَم
آب شَوَم، سَجده کُنان، تا به گُلِستان بِرَسم ۳

چون که فُتادم زِ فَلَک، ذَرِّه صِفَتْ لَرزانَم
ایمِن و‌ بی‌لَرْز شَوَم، چونک به پایان بِرَسَم ۴

چَرخْ بُوَد جایِ شَرَف خاک بُوَد جایِ تَلَف
بازرَهَم زین دو خَطَر، چون بَرِ سُلطان بِرَسَم ۵

عالَم این خاک و هوا، گوهرِ کُفر است و فَنا
در دلِ کُفر آمده ام، تا که به ایمان بِرَسَم ۶

آن شَهِ موزونِ جهان، عاشقِ موزون طَلَبَد
شُد رُخِ من سِکّهٔ زَر، تا که به میزان بِرَسَم ۷

رَحْمَتِ حَق آب بُوَد، جُز که به پَستی نَرَوَد
خاکی و مَرحوم شَوَم، تا بَرِ رَحْمان بِرَسَم ۸

هیچ طَبیبی نَدَهَد،‌ بی‌مَرضی حَبّ و دَوا
من هَمِگی دَرد شَوَم، تا که به دَرمان بِرَسَم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۹۹ - هر نفسی تازه ترم، کز سر روزن بپرم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۱ - کوه نیم، سنگ نیم، چون که گدازان نشوم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.