خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، عرفان، تسلیم در برابر تقدیر، و جستجوی حقیقت می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند درویشی، سلطنت، عشق، و عقل سخن می‌گوید و مخاطب را به تفکر و درک عمیق‌تر از زندگی دعوت می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

مشاهده کامل

با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن

با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن
چون پخته شوی خود را بر سلطنت جم زن ۱

گفتند جهان ما آیا بتو می سازد
گفتم که نمی سازد گفتند که برهم زن ۲

در میکده ها دیدم شایسته حریفی نیست
با رستم دستان زن با مغبچه ها کم زن ۳

ای لاله صحرائی تنها نتوانی سوخت
این داغ جگر تابی بر سینه آدم زن ۴

تو سوز درون او ، تو گرمی خون او
باور نکنی چاکی در پیکر عالم زن ۵

عقل است چراغ تو در راهگذاری نه
عشق است ایاغ تو با بندهٔ محرم زن ۶

لخت دل پر خونی از دیده فرو ریزم
لعلی ز بدخشانم بردار و بخاتم زن ۷
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۷ ۸۰۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:ز سلطان کنم آرزوی نگاهی
گوهر بعدی:هوس هنوز تماشا گر جهانداری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.